X
تبلیغات
ღ♥مَــــــღS*Aღـــــرهَم♥ღ - رفیــــــــــــــــــــــــق مرهم دلتنگی...
ღ♥مَــــــღS*Aღـــــرهَم♥ღ
ღ ♥ دست گرم تو "مرهم" دل سردمه ♥ღ
مرهم:.ღ♥ S*A ♥ღ... بامن ازدلتنگت بگوعشقم



100075vt.jpg


امروز تو خیابون

دوش پسربچه ی

طوطی دیدم

گفتم:فروشیه؟

گفت: نه ،رفیقمه!

گفتم:چقدر اونا می خوای

گفت:به اندازه ی تموم دلتنگی هام

پرسیدم چرا؟

گفت:چون ابن رفیق مرهم دلتنگیهامه...

سلامتی همه

کسایی که

رفیقاشونو

نمیفروشن

تامرهم دلتنگیشون باشه...

^-^
About

ترجمه اهنگ وبلاگ

مَــــــــــــــــــــــــــــرهَم

***ღ♥ S*A ♥ღ***

گذاشتم قلبم سقوط کنه

و در حالی که داشت سقوط میکرد تو بلند شدی تا فتحش کنی

همه جا تاریک بود و من به اخر خط رسیده بودم

تا اینکه تو منو بوسیدی و نجاتم دادی

دستهای من قوی ان

اما زانوانم اونقدر قوی نبودن

تا بتونم توی اغوشت محکم باشم

و به پات نیفتم

اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونستم…هیچوقت نمیدونستم

هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود…هیچوقت راست نبود

و با این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای… همیشه برنده ای

اما من باران رو به آتش کشیدم

و بارشش رو درحالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم

بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکنم

چون من شنیدم!باران داشت اسم تو رو فریاد میزد…اسم تو



وقتی با تو ام

میتونستم اونجا بمونم و چشمامو ببندم

و برای همیشه تو رو کنار خودم احساس کنم

من و تو با هم هستیم و هیچ چیز بهتر از این نیست

اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونستم…هیچوقت نمیدونستم

هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود…هیچوقت راست نبود

و با این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای… همیشه برنده ای

اما من باران رو به آتش کشیدم

و بارشش رو درحالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم

بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم

چون من شنیدم!باران داشت اسم تو رو فریاد میزد…اسم تو



من باران رو به آتش کشیدم

و خودم و تو رو به قلب شعله ها پرت کردم

اونجا بود که مردن یه چیزی رو حس کردم

چون میدونستم این آخرین بار بود…آخرین بار



بعضی وقت ها با صدای در از خواب بیدار میشم

حالا که رفتی باید منتظرت باشم

حتی حالا که این عشق تموم شده

نمی تونم دنبالت نگردم

من باران رو به آتش کشیدم

و بارشش رو درحالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم

بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم

چون من شنیدم!باران داشت اسم تو رو فریاد میزد…اسم تو



من باران رو به آتش کشیدم

و خودم و تو رو به قلب شعله ها پرت کردم

اونجا بود که مردن یه چیزی رو حس کردم

چون میدونستم این آخرین بار بود…آخرین بار

بذار مشتعل شه

بذار مشتعل شه

بذار مشتعل شه

Profile ×
Archive

هفته دوم فروردین 1393
هفته اوّل فروردین 1393
هفته چهارم اسفند 1392
هفته اوّل اسفند 1392
هفته سوم بهمن 1392
هفته دوم بهمن 1392
هفته اوّل بهمن 1392
هفته چهارم دی 1392
هفته سوم دی 1392
هفته اوّل دی 1392
هفته چهارم آذر 1392
هفته سوم آذر 1392
هفته دوم آذر 1392
هفته اوّل آذر 1392
هفته سوم آبان 1392
هفته چهارم مهر 1392
هفته اوّل مهر 1392
هفته سوم مرداد 1392
هفته دوم تیر 1392
هفته دوم خرداد 1392
هفته اوّل خرداد 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اردیبهشت 1392
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اوّل بهمن 1391
هفته چهارم دی 1391
هفته سوم دی 1391
هفته دوم دی 1391
هفته اوّل دی 1391
هفته چهارم آذر 1391
هفته سوم آذر 1391
هفته دوم آذر 1391
هفته اوّل آذر 1391
هفته چهارم آبان 1391
هفته سوم آبان 1391
آرشيو
×
Cat

×
Tag

×
Author

×